سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۳
نااطمینانی، ترمز رشد اقتصادی ایران

جمشید عدالتیان، اقتصاددان در یادداشتی برای تازه‌های اقتصاد به بیان دلایل منفی شدن رشد اقتصاد ایران در بهار گذشته خبر داد.

منفی شدن رشد اقتصادی ایران در بهار امسال را باید در مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و سیاسی بررسی کرد. یکی از مهم‌ترین عوامل، کاهش سرمایه‌گذاری است؛ موضوعی که به‌طور مستقیم بر ظرفیت تولید و امکان دستیابی به رشد اقتصادی اثر می‌گذارد. وقتی درآمد دولت کاهش پیدا می‌کند و قدرت خرید بخش خصوصی نیز تحت فشار قرار می‌گیرد، تقاضا در اقتصاد کاهش یافته و در نتیجه انگیزه برای سرمایه‌گذاری و توسعه فعالیت‌های تولیدی نیز کمتر می‌شود.

در این میان، نااطمینانی نسبت به آینده یکی از عوامل مهمی است که تصمیم سرمایه‌گذاران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. فعال اقتصادی زمانی که تصویر روشنی از شرایط ماه‌های آینده نداشته باشد، معمولاً برای ورود منابع خود به پروژه‌های بلندمدت احتیاط بیشتری می‌کند. تحریم‌ها، شرایط جنگ و دشواری مبادلات خارجی نیز بر این نااطمینانی افزوده‌اند و بخشی از سرمایه‌ها را از فعالیت‌های مولد دور کرده‌اند.

البته این شرایط به معنای توقف کامل فعالیت اقتصادی نیست. ظرفیت‌هایی در اقتصاد ایران وجود دارد که می‌توان از آنها برای حفظ تولید و جلوگیری از تشدید رکود استفاده کرد. برای نمونه، توسعه صنایع داخلی و استفاده بیشتر از ظرفیت‌هایی مانند پتروشیمی و تولید محصولات مورد نیاز داخل می‌تواند بخشی از نیازهای اقتصاد را پوشش دهد. در چنین شرایطی، کاهش وابستگی به واردات و تقویت زنجیره‌های تولید داخلی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، فشارهای مالیاتی و افزایش هزینه‌های فعالیت اقتصادی نیز می‌تواند بر تصمیم تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران اثر بگذارد. در شرایطی که بنگاه‌ها با محدودیت منابع روبه‌رو هستند، سیاست‌های اقتصادی باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که فشار مضاعفی بر تولید وارد نکند. هدف اصلی در کوتاه‌مدت باید حفظ ظرفیت‌های تولیدی و جلوگیری از خروج بیشتر سرمایه از بخش مولد باشد.

در کنار این مسائل، شرایط سیاسی و تحولات مربوط به جنگ نیز نقش مهمی در فضای اقتصادی دارد. بخشی از نااطمینانی موجود، ناشی از مشخص نبودن چشم‌انداز آینده است و تا زمانی که فعال اقتصادی نداند شرایط سیاسی و اقتصادی در ماه‌های آینده به چه سمت‌وسویی خواهد رفت، تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری دشوار خواهد بود. بنابراین ایجاد یک چشم‌انداز روشن‌تر و افزایش اطمینان نسبت به آینده می‌تواند به تغییر فضای روانی اقتصاد کمک کند.

در صورتی که فشارهای اقتصادی افزایش پیدا کند و با کمبود منابع مواجه شویم، مدیریت مصرف و اولویت‌بندی منابع نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این مسئله لزوماً به معنای حرکت کامل به سمت اقتصاد دولتی نیست، بلکه در شرایط اضطراری می‌توان برای کالاها و منابع محدود و اولویت‌بندی موقت در نظر گرفت تا منابع ضروری در اختیار بخش‌های حیاتی قرار گیرد. تجربه بسیاری از کشورها نیز نشان می‌دهد که در دوره‌های بحرانی، دولت‌ها ناچار به مدیریت موقت برخی منابع می‌شوند.

در نهایت، مهم‌ترین مسئله برای بازگشت رشد اقتصادی، ایجاد شرایطی است که سرمایه‌گذار بتواند آینده فعالیت خود را پیش‌بینی کند. کاهش نااطمینانی، ثبات مقررات، حمایت از تولید و استفاده از ظرفیت‌های داخلی، در کنار مدیریت مناسب شرایط سیاسی، می‌تواند به حفظ تولید و بازگشت تدریجی سرمایه‌گذاری کمک کند. بنابراین منفی شدن رشد اقتصادی در بهار را نباید صرفاً به یک عامل نسبت داد؛ بلکه این وضعیت نتیجه برهم‌کنش کاهش سرمایه‌گذاری، افت تقاضا، فشارهای اقتصادی و نااطمینانی نسبت به آینده است و مدیریت همزمان این عوامل می‌تواند از عمیق‌تر شدن روند رکودی جلوگیری کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha